گفت ای عمه غمدیده خونین جگرم
اگر آمد ز سفر پس چه شد آن تاج سرم
عمه جان کو پدرم

آمد از مهر مرا بر سر زانو بنشاند
به رخم اشک فشاند
گاه بوسید لب خشک و گهی چشم ترم
عمه جان کو پدرم

لیک از حال من زار نه او کرد سوال
نه مرا بود مجال 
تا بگویم که در این راه چه آمد به سرم
عمه جان کو پدرم 
گفتم آخر پدرم آمد و دلشاد شدم زغم آزاد شدم

نکند بار دگر عزم سفر کرد ز برم
عمه جان کو پدرم

پدرم عمه! چرا با دل زار آمده بود اشکبار آمده بود
خبری تازه اگر هست بکن باخبرم
عمه جان کو پدرم

بلکه دیده است مرا با سر عریان و فکار به روی ناقه سوار
یا شنیده است که با شمر و سنان همسفرم
عمه جان کو پدرم

پدرم گر ز سفر آمده  کو اکبر من . آن مه انور من
کو پسر عم من آن قاسم نیکو سیرم
عمه جان کو پدرم

گر حسین آمده عباس علمدار کجاست؟ هرطرف از چپ و راست
که نظر می کنم او نیست به پیش نظرم
عمه جان کو پدرم

 

خدا را شاکریم که هیئت الرضا (ع) این شعبه ای از مشرق آفتابی عشق (کربلا) و جغرافیای تجلی عشق درزمین همچنان زنده و پویاست. خدایا مدد کن هیچوقت از این محفل باصفای  حسینی فاصله نگیریم و با رهنمود مداح اهل بیت علیهماالسلام برادر حاج عبدالرضا هلالی از کرانه کربلا الهام بگیریم انشاالله ... 

به غبار حرم کرب و بلایت سوگند، دوست دارم که شبی در حرمت گریه کنم

اکنون حدود بیست روزی است که دوستان رو نمی بینم ولی وجودشون رو حس می کنم . شاید در این چند روز از روی دلتنگی هزاران بار یا حتی بیشتر خاطرات فراموش نشدنی شبهای هیئت الرضا (ع) بخصوص شبهای عزاداری دهه محرم الحرام رو با خودم مرور کردم و درس هایی رو دوباره و صدباره از اول برگرفتم . از این مرور خسته نشدم و دم نزدم بلکه به خود می بالم و مغرورم که لیاقت حضور در هیئت الرضا (ع) و جمع دوستان رو داشتم .

تمام اشکها و نگاههای عمیق که شور سینه زنی و عزاداری در رثای خون خدا سیدالشهدا (ع) در آنها دیده می شد رو خوب به یاد دارم و مطمئنم حالا بهتر از همیشه .. نه فقط من بلکه همه اینطورند .

دلم تنگ است! دلتنگ باری دیگر شنیدن و گفتن ذکر حسین (ع) با نوای حاج عبدالرضا هلالی . دلتنگ اذل دخول حرم ابا عبدالله الحسین (ع) و در این بین توجه حاج رضا به مستمعین با وجود ایجاد احساس حضور در کربلا و بین الحرمین که منتظرمون نمی گذاشت و خیلی صحنه های دیگر مثل صحبتهای با یقینی که راجع بخدا .. امام حسین و حضرت اباالفضل العباس علیهم السلام .. علی اکبر و قاسم علیهم السلام .. بی بی زینب و حضرت رقیه سلام الله علیها انجام می داد ( بهمراهی مداحی برادر بزرگوار حاج مجید شعبانی ) و کلی صحنه های دیگر که در جای خود و فقط با حضور زنده در هیئت به اعماق دل و جان می نشست و حالا زبان از گفتنش ناتوان است .

حتی نمی توان یکی را بر دیگری ترجیح داد که هر یک خود حماسه ای برتر از دیگری است . بامید توفیق و برپایی دوباره آئین عزاداری و سینه زنی در هیئت الرضا (ع) محفل بسیجیان و رهروان شهدا ...