فلسفه وصیتنامه سیاسی حضرت زهرا (س)

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

فاطمیه آمد و و آن همدم و مونس کجاست شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست

در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا تا نپرسند این جماعت بانی مجلس کجاست

مردمی که در مکه و مدینه زندگی می کنند قرآن را بسیار احترام می کنند و محترم میشمارند تا جائیکه اگر قرآن را بر زمین بگذاری از طرف آنها مورد سرزنش قرار میگیری. این رفتار رو در دو مرتبه توفیق تشرفی که به سرزمین وحی داشتم دیدم. و اینجا برام جای سوال هست که آیا در قرآن سوره کوثر رو ندیدند و نخواندند که خداوند به رسول مکرم اسلام فرمود: من به تو کوثر را عطا کردم ( حضرت فاطمه س ) که مقام شفاعت هستند و دشمن بدگوی تو مقطوع النسل و بواسطه کوثر قرآن نسل تو تاقیامت به کثرت و عزت باقی است؟

پس این مردم رفتارشان با کردارشان یکی نیست. اینها دشمنان اسلام و مسلمین هستند چرا که شیعه اهانت به قرآن را مرتکب نمی شود. و سنی مذهب آل سعود و آل خلیفه چرا قرآن را می سوزاند و به کلام الله مجید آن معجزه بزرگ الهی توهین می کند؟

ای بقیع قبر یاس کجاست؟ 

 

این قدر پی قبر من مظلومه نگردید هر جا دلتان می شکند قبر من آنجاست

هرجا که عزا بر من مظلومه گرفتند ساکت ننشینید حسین و حسن آنجاست

بر مشامم می رسد بوی عزای فاطمه می شوم آماده ی گریه برای فاطمه 

هر کسی بربام خانه پرچم زهرا(س) زند

می شودایمن زغم تحت لوای فاطمه

همه می پرسند چرا قبر فاطمه مخفی است؟

چرا مراسم کفن و دفن آن یگانه دخت پیامبر (ص) مخفی و پنهان برگزار شده؟ چرا مراسم تشیع جنازه و نماز بر پیکر کوثر قرآن بدون اطلاع مردم مدینه غریبانه برگزار گردید؟

و می شنوند که حضرت زهرا (س) خود وصیت کرده بود. می پرسیم چرا؟ فلسفه وصیتنامه آن بزرگوار چیست؟

حضرت زهرا(س) بر کاغذی نوشت: امتی که عهد و پیمان خدا و پیامبرش را در ولایت و رهبری علی (ع) شکستند و نادیده گرفتند حق ندارند بر پیکر من نماز بگزارند. آنها که نسبت به حق ما ظلم روا داشتند و ارث مرا غاصبانه تصرف کردند و سند مالکیت فدک را که پدرم برایم نوشته بود از دست من ربودندو به آتش کشیدند. آنها که گواهان و شاهدان مرا تکذیب نمودند سوگند بخدا که گواهان من حضرت جبرئیل و میکائیل و امیرالمومنین علی (ع) و ام ایمن بودند.

آنها که در روز حمایت از ما در خانه های خود خزیدند. امام علی (ع) مرا همراه حسن و حسین شب و روز برای بیداری امت غفلت زده بخانه های مهاجرو انصار می برد و من آنها را نسبت به خدا و پیامر (ص) و حقوق الهی هشدار می دادم و می گفتم: به ما اهل بیت ظلم روا مدارید و حق مسلمی را که خدا به ما بخشیده است غصب نکنید. در تاریکی شب جواب مساعد می دادند که شما را یاری می کنیم اما در روز روشن دست از یاری ما بر می داشتند. تا آن که به خانه ما هجوم آوردند و با جمع آوری هیزم  فراوان و آتش زدن آن خواستند خانه را و ما را که درآن بودم در آتش بسوزانند.

آیا چنین امتی سزاوار است که بر من نماز بگذارد!؟

عشق زهرا(س) بیماری نیست جز فوق جنون

هرکه گوید یاعلی براو سرایت می کند!

آفتاب در حجاب

طلوع خداوند عاطفه وعاطفه خداوند، قبله مروت و

قله فتوت، قافله سالار عشق و صبرومعرفت، معلم مردان عالم

آفتاب درحجاب، زهرای کربلا بانوی بانوان جهان، عقیله بنی هاشم

عقیله عرب، عقیله عالم صدیقه صغری و زینب کبری بر زنان مسلمان

وعفیف جهان مبارک باد.

پریشان از خواب پریدی و به سوی پیامبر دویدی .

بعض راه گلویت را بسته بود و گلویت خشک شده بود. دست و پای کوچکت می لرزید . خودت را در آغوش پیامبر انداختی و گریه کردی . پیامبر پرسید: چه شده دخترم؟ تو فقط گریه میکردی. پیامبر موهایت را نوازش داد و گفت: حرف بزن زینبم! عزیز دلم حرف بزن!

قدری آرام گرفتی و گفتی خواب دیدم. خواب پریشان دیدم . دیدم که طوفان به پا شده. طوفانی که خانه ها را از جا می کند و کوهها را متلاشی میکند. طوفانی که چشم به بنیان هستی دارد. ناگهان در آن وانفسا چشم من به درختی کهنسال افتاد و دلم به سویش پرکشید. خودم را سخت به آن چسباندم تا از تهاجم طوفان در امان بمانم . طوفان شدت گرفت و آن درخت را هم ریشه کن کرد و من میان زمین و آسمان معلق ماندم. به شاخه ای محکم آویختم. باد آن شاخه را شکست. به شاخه ای دیگر متوسل شدم. آن شاخه هم شکست. من ماندم و دو شاخه بهم متصل. دو دست را به آن دو شاخه آویختم و سخت به آن هر دو دل بستم . آن دو شاخه نیز با فاصله ای کوتاه از هم شکست و من حیران و وحشتزده از خواب پریدم...

کلامت به اینجا که رسید بغض پیامبر ترکید. حالا او گریه می کردو تو مبهوت نگاهش میکردی. بر دلت گذشت تعبیر این خواب مگر چیست که...

پیامبر در میان گریه پاسخ گفت: آن درخت کهنسال جد توست عزیزدلم که به زودی تند باد اجل او را از پای در می آوردو تو ریسمان عاطفه ات را به شاخسار درخت مادرت فاطمه (س) می بندی و پس از مادر دل به پدر آن شاخه دیگر خوش می کنی و پس از پدر دل به دو برادر  می سپاری که آن دو نیز در پی هم ترک این جهان می گویند و تو را با یک دنیا مصیبت و غربت تنها می گذارند.

برگرفته از آفتاب در حجاب

لباس لحظه ها پاک است  

طلوع ستاره صبر دربهار، شاید نشانی از ظهور تو باشد...

اللهم عجل لولیک الفرج بحق بی بی زین اب (س)

 

خرم آن عیدی که آن بانی نور از کنار کعبه بنماید ظهور

قلبها را مهر هم عهدی زند، از حرم بانگ اناالمهدی زند

باسلام

حال که دوباره قلم آفرینش با پرتو افشانی بر لوح پاک طبیعت شکوهی دیگر از مظاهر خلقت را بیان نموده تا در تحولی دوباره نسیم مشک افشان و ترنم بلبلان را به نظاره بنشینیم و به ستایش آن جمیل بی نظیر به پاخیزیم ضمن تاخیر بسیار، جاودانه ترین جشن روزگار، عید نوروز را به دوستان هیئت الرضایی و وبلاگی تبریک عرض نموده و برایتان آرزوی سلامتی توام با خیر و برکت و تعجیل در ظهور آن حضرت بی مثال حجت ابن الحسن العسگری (ع) از درگاه خداوند دارم.

 یادمان باشد که فصل ها در دل ماست و ما مختاریم که بهاری باشیم. رفاقت را نگهبانی کنیم و باور کنیم که قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند. دوستان خوب مثل گندمند یعنی یک دنیا برکت ونعمت هستند ونبودنشان قحطی و گرسنگی. خوشبختیم وقتی زرخوشه های گندم در اطرافمان موج میزند و مهربانی شان راقدردان و در سیلوی جان نگهداری کنیم.

سال ویژه و پر برکتی داشته باشید. یاعلی