اشک و لبخند _ وصف حال حاج عبدالرضا هلالی
و کسی گفت نور در راه است یک سوار صبور در راه است
میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) مبارک باد
میزنم از دل صدایت یوسف زهرا کجایی دل شده زار و پریشان کی به ما رخ می نمایی ؟ کی شود از ره بیایی تا کنی بر پا قیامت تا چشم طعم شهادت لحظه ای من در رکابت











بخدا بی انصافیه اگرما اینطور که حاج عبدالرضا هلالی میخونه باشیم
یه روز میشه منم میرم شما رو تنها میذارم . با هیئتها با روضه ها غصه هامو جا میذارم .. یه روز میاد که بینتون حرف و حدیث دلمه
یه روز میاد که پیشتون یه مشتی خاک و گلمه . یه روز میاد صدای من خاطره ها رو میشکنه .. یه روز میاد ذکر لبم طعنه به مردم میزنه
یه روز میاد آی آدمها از طعنه هاتون پاک میشم . یه روز میاد که پیشتون بهشت زهرا خاک میشم
اما بمونه یادتون مجنون عالمین بودم
با تمومه بدیم ولی من نوکر حسین بودم
یه روز به جرم عاشقی پیش چشمها کتک زدند . با حرفهاشون اون آدمها به زخم من نمک زدند .. یه روزی دور من بودند . این کیه نوکر آقا !
یه روزی منکرم شدند این کیه کافر بخدا !
یه روز میشه منم میرم .. حرف و حدیث تمومه میشه . بازم میاد روی لبها هیچکس فلانی نمیشه . ولی بدونید آدمها ! از کسی من دم نزدم .. تو هیئتها حرفی بجز عشق محرم نزدم .
خوبی دنیا واسه تو . هر چی گناهه مال من .. هر چی سفیدی مال تو هر چی سیاهی مال من .. منم میشه یک روز میرم
یه عکس میمونه یه پلاک ! یه قبر بی نام و نشون .. یه سنگ قبر یه تکه خاک
اما بدونید آدمها ! با سینه پر آتشم میرم به پیش فاطمه مهمون اربابم میشم .. چیزی نمیخوام از شما . روضه خونی کار منه اگه همه برید چه غم آخه حسین یار منه . این آقا ارباب منه یارمنه یار منه ...
لینک صوتی مطلب برای دانلود
بنام خدای نور