رمضان می رود و می برد از کف دل ما، آنکه یکماه صفا یافت از او محفل ما
رمضان عقده گشا بود گنهکاران را، وای اگر او رود و حل نشود مشکل ما
حال که ای ماه خدا می روی آهسته برو
که ندانی چه کند رفتن تو با دل ما
بارالها! عید مرا، میهمانی خداحافظی با ملکوت قرار مده که من برای ادامه تحصیل تو، امروز را قرار داده ام تا برای معراج روحم، پلکانی از روزهای عمرم بسازم. چه شیرین است رسیدن به بام رضایت تو، آن هنگام که زیر آسمان، در قنوت نماز عیدم دست نیازم را پر از شفقت می کنی و مرا تهی دست باز نمی گردانی! می دانی که دستاویزی جز تسبیحات حضرت فاطمه سلام الله علیها در تعقیبات نمازهایم ندارم که از تهی دستان، جز وام گرفتن از آبروی محمد و آل او کاری برنیاید.
«بهشت اگر چه نه جای گناه کاران است بیار باده که امید من به بخشش اوست»
ـ طلوع عید فطر، طلوع آدم است از قعر ظلمت گناه؛ مبارک باد صبحی که خورشید و انسان، هر دو پس از سیاهی، آغاز می شوند!
الهی ! تمام وجودم را دررضا بالرضائک ذوب نما
با اینکه گاهی به دلیل بی سعادتی یا نمیدونم کم سعادتی توفیق حضور در جلسات پر فیض هیات الرضا (ع) رو از دست میدم اما !
دلم میخواد در شب اولین قدرش اذن دخول داشته باشم و بر آستان حضور بایستم . از چشمان ترم گلواژه های الهی العفو ... الهی العفو ... بریزم و بعد اگر چشمم غفلت را خواب کرد در سحرگاه همنفس با فزت برب الکعبه مولا رستگاری را از پشت در ببویم .
دلم میخواد تو هیات الرضا (ع) با نوای حاج رضا هلالی سه شب بلکه بیش بر آستان در کاسه تمنا بدست به انتظار بنشینم و دومین شب قدرش را قرآن بر سر به نظاره اتصال قرآن ناطق بروم
سومین شب قدر را نیز همنفس با ناله زینب (س) در سومین شب جدایی بامید سحر ( قسطا و عدلا ) با پای اشتباق و چشم انتظار طی کنم .. سیاهی چشمم را به سیاهی شب بسپارم و در سپیدی صبح چشمان یعقوب را به امانت ببرم و بوی پیراهن یوسف را از فضای ملکوتی هیات الرضا (ع) بشنوم و بالاخره هفتمین شب رهایی مولا امیرالمومنین علی (ع) از رنج فراق فاطمه (س) را به آخرین شب گشایش درهای آسمان پیوند زنم .
سلام را جواب گویم و هدیه اتصال و یکی شدن با ملائک و روح را با دستان نیازم برگیرم .
من تجربه دریافت هدیه اتصال در هیات الرضا (ع) رو دارم . انشاالله نصیبتون .
با آرزوی پوشیدن لباس احرام از کعبه بت شکن به طواف نخلستانهای کوفه .. از زمزم فرات نوشیدن و آنگاه برای قربانی روانه منای کعبه کربلا شدن و باستقبال محرم رفتن . یاعلی
رمضان
ماه روزه و ماه نهم از ماههاى قمرى بين شعبان و شوال است، رمضان در لغتبه معناى تابش گرما و شدت تابش خورشيد است. بعضى گويند رمضان به معنى سنگ گرم است كه از سنگ گرم، پاى روندگان مىسوزد و شايد ماخوذ از «رمض» باشد كه به معنى سوختن است چون ماه صيام گناهان را مىسوزاند به اين خاطر، بدين اسم موسوم شده است زيرا ماه رمضان موجب سوختگى و تكليف نفس است. اما صوم و روزه كه در اين ماه تكليف شرعى مسلمانان است عبارت است از احتراز از خوردن و آشاميدن و مفطرات ديگر از طلوع صبح تا غروب.
در قرآن مجيد يك بار «رمضان» و چهارده بار صوم و صيام و صائمين و صائمات ... آمده است.
شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن ... ماه رمضان است كه در آن فرو فرستاده شد قرآن ... دستور روزه در آيه 179 سوره بقره طرح شده است: يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.
مبارك باد آمد ماه روزه رهتخوش باد اى همراه روزه .. شدم بر بام تا مه را ببينم كه بودم من به جان دلخواه روزه
نظر كردم كلاه از سر بيفتاد سرم را مست كرد آن ماه روزه .. مسلمانان سرم مست است از آن روز زهى اقبال و بخت و جاه روزه
بجز اين ماه ماهى هست پنهان نهان چون ترك در خرگاه روزه .. بدان مه ره برد آن كس كه آيد در اين مه خوش به خرمنگاه روزه
رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از ديباى روزه .. چو يوسف ملك مصر عشق گيرد كسى كو صبر كرد در چاه روزه
