باز جنون فلانی گل کرده است
در زمان رضا شاه علما را تحت فشار قرار داده بودند که برای داشتن عمامه جواز داشته باشند و گرفتن جواز هم به این شرط بود که در امتحان طلبگی شرکت کنند و خیلی از علما تن به این کار نمی دادند. در ضمن به دستور رضا شاه تمام القاب هم لغو شده بودو حتی کسی اجازه نداشت با لفظ حاجی کسی را صدا کند!
مرحوم حاج ملا آقا جان زنجانی رحمه الله علیه از اکابر عرفا و سالکان الهی در حالاتی به سر می بردند که این قید و بندها برای ایشان مفهومی نداشت و به همین دلیل جواز عمامه نگرفته بودند ولی آزادانه با لباس به این شهرو آن شهر می رفتند!
یک روز آن مرد خدا را به کلانتری احضار کرده و از او می پرسند نام شما چیست؟
جواب می دهند: جان!
می گویند: نام شما حاج ملا آقا جان است نه جان! می فرمایند: بله ! حاج ملا آقا جان بود ولی شما به دستور ارباب تان قید حاجی و ملا و آقا را زدید و در اینصورت برای من جز جان باقی نمی ماندکه آن هم متعلق به جانان است! و ربطی به شما ندارد.
ماموران کلانتری به هم نگاه می کنند و می گویند: باز جنون فلانی گل کرده است. کسی حریف او نمی شود!
در نتیجه: مردان خدا به خاطر دقتی که دارند با نکته بینی های خاص خود افراد مغرض را وادار به اعتراف و ناتوانی می کنند و از دامی که برایشان گسترده شده به آسانی عبور می کنند بی آنکه ترسی به خود راه بدهند. همینجا یاد شهید چمران افتادم. روحشان شاد و با اعلی علیین محشور انشاالله. که ایشان هم بسیار با درایت و مدبر بودند در امر شکست دشمن. یاعلی
بنام خدای نور